تبليغاتX
شهر ایرانی

شهر ایرانی

شهر، برنامه ریزی شهری، مسکن، شهروندی

نمی دونم برخورد کردید، بعضیها میگن: ما که اینهمه منابع زیر زمینی و روزمینی داریم، پس چرا وضعمون اینجوریه؟؟

غیر از اون قسمتی از پول که در فرایند گردش بین­المللی سرمایه از مملکت در میره، بقیه پول هم مثه تصویر اول نابود میشه. اینجا بلوار دانشجو، درست روبرو خوابگاه ما توی ولنجکه... اون بلوکهای وسط بلوار، هیچ مشکلی نداشتن، اگه بدونین با چه زحمتی همشون رو بیرون کشیدن تا یکی دیگه مثه خودشون رو اونجا بذارن!! در اقدامی مشابه، آسفالت سالم خیابون رو هم از ته کندن که یه آسفالت عین اولی جاش بریزن؟؟ همه اینها نشون میده که دستگاه عریض و طویل شهرداری تهرون در سال نوآوری، قصد داره بترکونه..

ما جهان سومیها اینجوری ثابت میکنیم که لیاقت داریم.. با ترکوندن.. گور پدر سنگفرشهای رم که از قرن 14 کسی جرات نکرده ورشون داره.. ما مهندسان(عمران) شریف شهرداری تهرون با مدیریت سردار قالیباف، امسال می­خوایم بترکونیم.. بین خودمون باشه آخه قراره سردار تو انتخابات ریاست جمهوری امسال بترکونه.. مهم نیست که چند نفر با کارای ما سکته کنن.. فعلا که الحمدلله پول نفت فت و فراوونه، سالم که سال نوآوریه دیگه.. خدا بخیر کنه..

+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 9:28  توسط جلال کام  | 

سر پیتر هال[1] استاد برنامه­ریزی و بازسازی در بارتلت[2](دانشکده محیط مصنوع) دانشگاه لندن و رئیس انجمن برنامه­ریزی شهری و منطقه­ای است. وی در زمینه­های اقتصادی، جمعیتی، فرهنگی و مدیریتی که شهرهای سراسر دنیا با آن درگیر هستند، از اعتبار زیادی برخوردار است. سر پیتر، در طول سالیان مشاور کلیدی برنامه­ریزی و بازسازی دولتهای موفق بسیاری بوده است. وی مشاور ویژه برنامه­ریزی استراتژیک دولت بریتانیا(بین سالهای 1991-1994) و عضو دفتر معاون نخست وزیر در کار گروه شهری (بین سالهای 1998-1999) بوده است. 

پیتر هال در 19 مارس 1932 در لندن متولد شد. وی در سال 1968در سن 36 سالگی به مقام استادی در رشته جغرافیا و ریاست دانشکده در دانشگاه ریدینگ دست یافت. وی تا سال 1980 رئیس دانشکده بود اما در همین دوره، از سال 1971 برای 9 سال رئیس مدرسه برنامه­ریزی و همچنین برای 3 سال هم رئیس دانشکده برنامه­ریزی شهری و منطقه­ای بود. پیتر هال همزمان از دهه 1980 استاد دانشکده برنامه­ریزی شهری و منطقه­ای دانشگاه کالیفرنیا در برکلی بوده است.    

زبانهای دنیا ترجمه شده­اند. اولین کتاب وی "شهرهای جهان" است که در سال 1966 انتشار یافت. از میان کتبی که به مشکلات موجود برنامه­ریزی شهری بریتانیا، اروپا و آمریکا می­پردازد، شناخته ترین اثر"محدود سازی شهرهای انگلستان"(1973) است. این کتاب تحلیلی است از سیستم برنامه­ریزی شهری و منطقه­ای انگلستان که بر پایه حجم عظیمی از مطالعات آماری صورت گرفته. این کتاب بر مراحل رشد شهری انگلستان و ویلز از زمان جنگ جهانی دوم تمرکز دازد و تلاش جنبش برنامه­ریزی را در مهار و راهنمایی آن توصیف میکند. کتاب "شهرهای جامعه­پذیر"(1998) یافته دیگری از سر پیتر برای نشان دادن دوران تلاشهای مدرن برای شکل دادن و کنترل توسعه شهر است. در همین سال پرفسور هال کتاب پرمکاشفه خود "شهرها در تمدن: فرهنگ، تکنولوژی و نظم شهری" را منتشر ساخت که به بررسی خلاقیت فرهنگی استثنایی که شاخصه شهرهای بزرگ دنیا در دوران طلایی­شان است، از آتن باستان تا لندن در اواخر قرن بیستم، می­پردازد. سر پیتر در سال 2003 مدال طلای موسسه سلطنتی برنامه­ریزی شهری بریتانیا را بهمراه مدال انجمن سلطنتی جغرافیدانان را کسب کرد. افزون بر این در سال 2001 وی جایزه جغرافیای بین­المللی وترین لود[1] را ربوده بود. در سال 2005، وی جایزه بین­المللی بالزان[2] را بخاطر بررسی تاریخی شهرها از آغاز قرن 16 کسب کرد.

آثار مهم پیتر هال:

·        شهرهای جهان، (1966)

·        لندن سال 2000، (1969)

·        محدودسازی شهرهای انگلستان، (1973)

·        برنامه­ریزی شهری و منطقه­ای، (1975)

·        اروپای سال 2000، (1977)

·        مصایب بزرگ سرراه برنامه­ریزی(1980)

·        مراکز رشد در سیستم شهری اروپا(1980)

·        شهر مرکزی در بافت، (1981)

·        چشم­اندازهای سیلیکون، (1985)

·        آیا راه­آهن قادرست شهر را نجات دهد؟تاثیر حمل­و­نقل سریع ریلی بر شهرهای­آلمان و بریتانیا، (1985)

·        آمریکای های تک: چه­چیز، چگونه، کجا وچرایی ظهور صنایع شرقی (1986)

·        موج حمل­ونقل: تکنولوژی اطلاعاتی جدید و جغرافیای نوآوری1846-2003، (1988)

·        شهرهای آینده: تاریخ اندیشه­های برنامه­ریزی و طراحی در قرن بیستم(1988)

·        شهرهای جامعه­پذیر، (1998)

شهرها در تمدن: فرهنگ، تکنولوژی و نظم شهری، (1998)

منبع:http://en.wikipedia.org/wiki/Peter_Hall



[1] Vautrin Lud

[2] Balzan



[1] Peter Hall

[2] Bartlett

+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 8:53  توسط جلال کام  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیوید هاروی متولد سال 1935، هم اکنون برجسته­ترین پرفسور انسان شناسی در دانشگاه کالیفرنیا است. وی در سال 1961 دکترای خود را از دانشگاه کمبریج در رشته جغرافیا اخذ کرد. هاروی بی شک مهمترین جغرافیدان دنیا بوده که صاحب کتب و مقالات فراوانی است که در توسعه جغرافیای مدرن بعنوان یک رشته علمی سهم زیادی داشته است. آثار وی بیشتر به مباحث سیاسی و اجتماعی می­پردازد. اخیرا او مفهوم"طبقه اجتماعی"را بعنوان یک ابزار روش­شناسی مهم در نقد "سرمایه­داری جهانی"، بویژه در شکل"لیبرالیسم جدید"آن بکار گرفته است.

آثار مهم دیوید هاروی:

·       تبیین در جغرافیا(1969)

·       عدالت اجتماعی و شهر(1973)

·       محدودیتهای سرمایه(1989)

·       شهری شدن سرمایه(1985)

·       آگاهی و تجربه شهری(1985)

·       شرایط پست مدرنیسم(1989)

·       تجربه شهری(1989)

·       عدالت، طبیعت و جغرافیای تفاوتها(1996)

·       فضاهای امید(2000)

·       فضاهای سرمایه: به سوی یک جغرافیای انتقادی(2001)

·       امپریالیسم جدید(2003)

·       پاریس، پایتخت مدرنیته(2003)

·       تاریخ مختصر نئو لیبرالیسم(2005)

·       فضاهای سرمایه­داری جهانی: به سوی نظریه توسعه جغرافیایی ناخواسته(2006)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 14:19  توسط جلال کام  | 

چند سالی است که بحث محیط زیست زمین سرو صدای زیادی به پا کرده. تغییر اقلیمی،"CLIMATE CHANGE" که گفته می شود خود از اثرات گرم شدن زمین است، جهانیان را به فکر یافتن راهی برای مقابله با این بحران سده 21 انداخته است. در آخرین نشست گروه 8 نیز رییس جمهور ژاپن بر لزوم برداشتن گام های فوری در مقابله با پدیده گرمایش زمین تاکید گذاشت، و دگرگونی عمده در شیوه های مدرن زندگی را تنها راه کاهش تشعشع گازهای حاصل از سوخت های کربونی دانست.

تصویر اول در بالا نشانگر تغییرات دمایی زمین از آغاز صنعتی شدن تا سال 2000 است. همانگونه که نمودار نشان می دهد، میانگین دمای زمین از سال 1800 که دمای زمین 13.5 بوده به 14.5 برای سال 2000 رسیده یعنی زمین 1 درجه گرمتر شده .. تصویر شماره 2 سطح آب دریاها را نشان می دهد که از سال 1800 تا 2000تقریبا 200 میلیمتر بالاتر رفته که علت اصلی آن آب شدن یخهای قطبی در اقیانوس بدلیل گرم شدن زمین بوده است. و آخرین تصویر مقدار یخ نیمکره شمالی را نشان می دهد که  از 1920 به سرعت مقدار آن کاهش یافته..

بحرانی که امروزه تمدن بشری را تهدید می کند از آن حیث که تبعاتی جهانی دارد شاید در مقایسه با هر تهدید تاریخی دیگری بی نظیر باشد. این تهدید از زیر آب رفتن مزارع فقیرترین روستاییان جهان در بنگلادش گرفته تا غرق زمینهای هلند یا خشکسالیهای بی سابقه در استرالیا همه و همه نشانگر اینست که در دنیا دیگر حیاط خلوتی وجود ندارد و زندگی همه مردم این کره به هم گره خورده است. تبعات "تغییر اقلیمی" در ایران در سال گذشته به خوبی قابل تشخیص بود. سرمای بی سابقه زمستان و بارش برف در بسیاری مناطق برای اولین بار در تاریخ و خشکسالی کم نظیر نیمه جنوبی کشور(به استثنای سیستان) زنگ خطر را برای کشور ما به صدا درآورده است.

شخصا از نزدیک شاهد آغاز دوره­ای بحرانی در یکی از مناطق کشور(استهبان) بودم. جایی که معیشت غالب مردم بخاطر بارش بسیار ناچیز باران در معرض خطر قرار گرفته است. چند میلیون درخت انجیر دیم که اقتصاد شهر را تشکیل می­دهد تابستان بسیار سختی را در پیش خواهند داشت که در تاریخ این منطقه بی سابقه است. ادامه چنین روندی حتی باعث نابودی تمدن  ما خواهد شد.

حل چنین بحرانی نیاز به اجماع بین المللی دارد. کاهش مصرف سوختهای فسیلی هم اکنون در دستور کار کشورهای صنعتی قرار گرفته و اتحادیه اروپا تصمیم دارد تولید گازهای گلخانه­ای خود را تا سال 2025 به نصف برساند. در آمریکا نیز چنین رویه­ای دنبال می­شود. اما مفت خوران خاورمیانه از روی آوردن کشورهای صنعتی به انرژیهای جایگزین که باعث کاهش قیمت نفت خام در آینده خواهد شد دل خوشی ندارند!!. این وضعیت برای کشور ما نیز جالب خواهد بود. کاهش قیمت نفت خام در آینده اقتصاد شهرهای دلال ما را تهدید خواهد کرد اما روند مهاجرتها را برعکس میکند و سبب رونق اقتصاد روستاها و شهرهای کوچکی خواهد شد که کمتر به پول نفت محتاج بوده­اند.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 فروردین1387ساعت 10:24  توسط جلال کام  | 

دیروز برای دیدن دوستی به زعفرانیه رفته بودم، می­دانید که زعفرانیه به ولنجک نزدیک است اما پیشتر (قبلتر) از ولنجک توسعه یافته. پیاده از پسیان بالا می­رفتم. هر جا نگاهت بیفتد چیزهای جالبی برای دیدن است تنها باید تیز باشی و نکته­بین. تقریبا تمام خانه های ویلایی آرام آرام و بسیار مداوم در حال تبدیل شدن به آپارتمانهای بلند هستند. ارزش افزوده فوق­العاده(تراکم متری300هزارتومان، آپارتمان متری 4 میلیون!! ، هزینه ساخت متری 250هزار، سودخالص 3میلیون و نیم...!!.

انباشت سرمایه در هر مملکتی باید اتفاق بیفتد حال به هر صورتی که امکانش باشد. در ایران، به چنین وضعی انباشت صورت می­گیرد و قانون، قاضی، معمار و ... هم از آن حمایت می­کنند. همه آنها که گفتم درس خوانده­اند، دانشگاه رفته­اند ولی انصاف ندارند. یک سوال، مدتهاست که ذهن مرا مشغول کرده، تهران و خیلی از شهرهای بزرگتر کشور چه نقشی در اقتصاد جهانی دارند؟. دولت از پول نفت هزینه میکند: جاری(مثل حقوق کارمندان و..) عمرانی(پروژه آبرسانی ده علی­آباد، مترو تهران و..) تا اینجا همه چیز دولت بود. کسی که شریان شهر را از پول پر می­کند. حال ببینیم این پول چگونه سر از جیب پولدارها درمی­آورد، در علی­آباد یک سد خاکی، راه و.. می­زنند، اصلا کار نداریم چقدر مورد نیاز بوده، که معمولا چون نیازها از فاصلا چند صدکیلومتری تشخیص داده می­شود، معمولا درست از آب درنمی­آیند.. بگذریم، پیمانکاری که پروژه چند صد میلیونی آنجا را برده با چندین کارگر افغان بدون بیمه با 10درصد مبلغ، کار را تحویل می­دهد.. در جایی دیگر یک کارمند دولت بعد از سالهای سال پس­انداز، وام و ر.. توانسته 100میلیون پس­انداز کند.. حال زمان آن رسیده، پولهای نفت که یک کاسه شوند و به جیب شخص سومی برود، او توانسته دو خانه ویلایی در زعفرانیه بخرد، هر دو را بهم بکوبد.. برج 5، 10 و.. طبقه بسازد و پولهایی که دولت به اسم عدالت به هر جای کشور فرستاده، عین کهربا جذب خود کند.. مثل قارچ سمی بالا رود و در پاریس، ترکیه، دبی و... خرج لهو و لعب گردد و پس از مراجعت که مورد لطف اهالی همشهریش قرار گرفت، روز از نو روزی از نو.. کم کم تبدیل به حاج آقایی شود که سفره امام ... هم می­دهد، پسرش در فلان جای اروپا دخترش در بهمان جای آمریکا و خودش هم گهگاه سری به زیارت و.. بسیار هم خدای را شکر می­کند..!!! مسخره نیست؟؟

 به همین دلایل نقش فا.... را برای تهران می­توان در نظر گرفت. جایی که سرمایه­ها را از سراسر کشور می­مکد و به بیرون مملکت تف می­کند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 9:28  توسط جلال کام  | 

مقاله­ای با عنوان "The Right to the City" از دیوید هاروی امروز ترجمه کردم که قسمتهای آخرش رو می بینید:

آزادسازی بازارهای مالی، سبب به راه افتادن سیل قدرتهای دلالی گردید. اندکی از سرمایه با استفاده از حقوقی که به آنها اعطا شده، با توسل به هر وسیله­ای بدنبال کسب سود در هر گوشه جهان هستند، و با دلالی خویش تمام اقتصاد را به نابودی کشیده­اند(از قبیل اندونزی و مالزی). آنها شهرهای ما را با دلالیهای خویش نابود کرده و سپس با هدایایی برای برپایی اپرا و رقص سعی در زنده کردن ظاهر آنرا دارند.

اگر این مقصدی است که حقوق لاینفک مالکیت شخصی و نرخ سود به آن ختم می­شود، پس من هیچ یک را نمی­خواهم. این شیوه، شهرهایی که محبوب قلبی من است را ایجاد نمی­کند، بلکه دنیایی از نابرابری، ازخودبیگانگی و بی­عدالتی را بوجود می­آورد. من با انباشت بی­پایان سرمایه و مفهوم قوانینی که در دل آن نهفته، درافتاده­ام. حقوق دیگری برای شهر باید درنظر گرفته شود.

کسانیکه امروزه از بر قوانین جاری سود می­برند، به اختیار حاضر به ترک این حقوق نخواهند بود: میان قوانین برابر، اجبار تصمیم می­گیرد. این لزوما به معنای خشونت نیست(گرچه، متاسفانه اغلب این اتفاق می­افتد). بلکه به معنای انتقال قدرت از طریق سازمان سیاسی یا اگر لازم باشد با اعتراض در خیابانها برای تغییر آنچه لازم است. ام با چه استراتژی باید گام در این مسیر نهاد.

سنت-سیمون گفته است که: هیچ نظم اجتماعی بدون طرح­بندی یک نظم جدیدتر که بطور پنهانی در امورموجود شکل­گرفته، قادر به تغییر نخواهد بود. انقلابها یک تغییر اساسی نیستند بلکه امور را از بالا به پایین برعکس می­کنند. حقوق فرعی(نظیر حقوق مربوط به منزلت انسانی) بایستی به حقوق اساسی و حقوق اساسی(نظیر مالکیت خصوصی و نرخ سود) بایستی به حقوق فرعی تبدیل شوند. آیا این همان هدف غایی سوسیال دموکراسی نیست؟

به هر حال قوانین جدید میتوانند تعریف گردند: که البته از نظر من آن قوانینی نیست که دلالان املاک و برنامه­ریزان دولتی تعریف کرده­اند، بلکه قانون فعالی است که شهر را بگونه­ای دیگر می­سازد، آنرا سازگارتر با امیال قلبی ما شکل می­دهد، و بنابراین می­توانیم خود را بگونه­ای متفاوت بازسازی کنیم.

ایجاد یک جامعه شهری جدید و یک فضای عمومی برای مشارکت فعال دموکراتیک، نیازمند اینست که امواج سهمگین خصوصی سازی که از یک نئولیبرالیسم مخرب ناشی می­شود را به عقب بزنیم. ما بایستی به فکر یک پایگاه شهری فراگیر باشیم که تنها بر پایه ترتیبات مختلف قانونی نباشد بلکه شیوه­های سیاسی-اقتصادی مختلف را بکار گیرد. اگر دنیای شهری ما زمانی به تصور آمده و ساخته شده پس بنابراین دوباره می­توان آنرا به تصور درآورد و از نو ساخت. حق مسلم یک شهر ارزش آنرا دارد که بخاطرش مبارزه کرد. "هوای شهر انسان را آزاد می­کند". امروزه هوای شهر اندکی آلوده شده. اما همواره می­تواند پاکیزه گردد.

Volume 27.4 December 2003 939-41 International Journal of Urban and Regional Research

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 12:0  توسط جلال کام  | 

. خلاصه مقاله بسیار ارزشمند عارف اقوامی :

شهر زيبا” به روايت تكنوكراتها پديده‌اي است كه عمر آن از يك سده تجاوز نمي‌كند. اين مفهوم مولود پلشتي شهرهاي اروپايي در اواسط دورة صنعتي بود .اما زيبايي‌شناسي شهري، ريشه در تاريخ شكل‌گيري شهر دارد و نمونة برجستة آن تمدن درخشان يونان باستان است.

تنها وجهي از پديدة شهر كه مرزهاي جغرافيايِ‌تاريخي را درمي‌نوردد، مقولة “شهر زيبا” است كه دغدغة خواص در دوره‌هاي تاريخي، و دلمشغولي خواص (علما و دولتمردان) و عوام (مردم) در سده‌هاي متاخر است. زيبايي از اين منظر در شهر، به ادارة شهر بازمي‌گردد و “شهر زيبا” معادل “شهر عادله” و “مدينة فاضله” مي‌باشد.

مفهوم “شهر زيبا” با افول حوزة عمومي در يونان و تبديل آن به ملك‌طلق نمايندگان قدرت (به عبارت دقيق‌تر تبديل حوزة عمومي به حوزة خصوصي صاحبان قدرت) تا ظهور مجدد حوزة عمومي در دورة بورژوازي به فراموشي سپرده‌شد.

در شهرهاي موجود، فرمانروايان، «گدايان و گرسنگان مال و منال‌اند» و پيكار هميشگي آنان براي به‌دست آوردن جاه و مال، سامان شهري و انسجام اجتماعي آن را نابود مي كند.

بدين‌سان، شهر به عرصة دور باطل تباهي فرمانروايان و بحرانهاي اجتماعي تبديل مي‌شود و دور باطل شهرهاي تباهي كه فرمانروايان پتياره آن‌ها را اداره مي‌كنند، تنها با تحقق شهر زيبا . . . به پايان خواهدرسيد . اگر نگوييم كه اين جملات به افلاطون تعلق دارد، سياق كلام گويي زمان حال را هدف قرار داده‌است.

دستوركار شهر زيبا در دورة متاخر چيست؟

روايت اول: زيبايي شهر را از منظر جمال‌شناختي صرف به سوژة ذهني تبديل مي‌كند و در اين وادي وقعي به علل زشتي‌ها و پلشتي‌ها نمي‌نهد. از اين منظر زشتي شهر، ريشه در جهل و يا حداقل بي‌تفاوتي سكنة شهر به زيبايي دارد و به همين دليل تلاش مي‌كند از جايگاه فعال‌مايشايي نسخه‌هاي زيبا‌سازي را با اتكا به دانش فني از تناسبات و رنگ تهيه و با توسل به قدرت بر پيشاني شهر بكوبد.

اين روايت، از آنجايي كه رابطه‌اي ميان زيبايي و ادارة شهر نمي‌بيند، در جميع موارد با اقبال قدرت حاكمه روبرو مي‌شود. كتاب مقدس اين روايت كه نَقل و نُقل مدارس شهرسازي ايران و جهان است، انباشته از واژه‌هايي چون خط آسمان، كف‌سازي، بدنه‌سازي، روان‌سازي و ... است، و با توجه به كمك شايان توجه به چرخة دوم انباشت سرمايه (توليد كالاها و خدمات عمومي يا در حقيقت همان توليد شهر) با استقبال دو چندان صاحبان سرمايه نيز روبرو است.

اين روايت، چون شهر را پديده‌اي سياسي (يا به‌عبارت دقيق‌تر جامعة سياسينمي‌داند به‌جاي كالاهايي چون دمكراسي و عدالت، كالاهاي را ارايه مي‌كند كه جايگزين خواسته‌هاي اصلي شهروندان (بخوانيد تبعه يا رعايا!) است.

در اين روايت ظهور بيغوله‌هاي شهري ارتباطي با توزيع فرصتها و ثروت ندارد. ايدئولوژي اين روايت، اراية قرائت فني و تكنوكراتيك از مسايل شهري (بخوانيد اجتماعي)، و هدف آن كتمان تصرف حوزة عمومي از سوي دولت و گروه‌هاي همسود است.

روايت دوم: روايت دوم، زيبايي را از منظر تدبير امور، و شهر را يگانه تبلور جامعة سياسي مي‌داند. اين روايت ذاتاً هنجارگراست. اين قرائت نقش‌‌ انتقادي در تسهيل و ارتقاء خودـ‌توانمندسازي خانوارها، محلات و مناطق؛ كمك به تمهيد و تدارك ديدگاه‌هاي عملي نسبت به آينده؛ كمك به شكل‌گيري ائتلاف‌هاي سياسي براي پيشي‌جستن بر اهداف نيروهاي مخالف؛ شكل‌دادن به گزينه‌هاي راهبردي فعالين؛ و ترغيب كنش گفتگو و يادگيري دوجانبه را برعهده مي‌گيرد.

شهر زيبا در اين روايت به شيوة ادارة شهر، و به عبارت دقيق به چگونگي به‌قدرت رسيدن و خروج از قدرت گردانندگان شهر مي‌پردازد. “هدف جنبش شهر زيبا” (در اين روايت) تلاش براي افزايش گسترة‌ فضاهاي آزاد‌شده از قلمرو سيطرة دولت و اقتصاد شركتي است.

اين روايت در مواجهه با قدرت بي‌طرف نيست و با ايستادن در موضع مقابل و مخالف قدرت، در خدمت ارزش‌هاي رهائي‌بخش و جامعة سياسي قدرتمند قرار مي‌گيرد. از اين منظر، نه تنها اصلاح امور در هيچ شهري جز با اصلاح شيوه‌هاي ناظر بر بنيادهاي آن امكان‌پذير نيست، بلكه ادارة امور شهر دشوارترين مسئله در طول تاريج جوامع بشري بوده و خواهد بود.

زيبايي در اينجا به قلمرو علايق عمومي (چگونه هزينه‌هاي ادارة شهر سرشكن مي‌شود؟ چگونه منافع حاصل از زندگي شهري توزيع مي‌شود؟) باز‌مي‌گردد. ايدئولوژي اين روايت، ترجمان فني‌ترين مسايل به پديده‌هاي اجتماعي است و هدف آن احيا حوزة عمومي و  بازپس‌گيري آن از دولت و گروه‌هاي همسود است.

فضاي اقتصادي حاكم بر شهرهاي “بلبشو” (شهرهاي زشت موجود) امكان آن‌ را فراهم ساخته تا سرمايه بتواند هزينه‌هاي اجتماعي توليد را به دو شيوة اساسي با توسل به اهرم و دستگاه دولت به جامعة سياسي [[بهتر است بگوييم در فقدان جامعة سياسي حداقل در اقتصادهاي روستايي جهان سوم از جمله ايران]] منتقل كند.

الف) از طريق يارانه‌هاي مستقيم و غيرمستقيم به‌واسطة معافيت‌هاي مالياتي، واگذاري زمين، ماليات كم‌بهره، سرمايه‌گذاري در زيرساخت‌هاي عمومي، نرخ‌هاي پائين خدمات رفاهي به‌شكل ساختگي، و هزينه‌هاي بازـ‌توليد اجتماعي نيروي كار؛ ب ) از طريق هزينه‌هاي مستقيم اجتماعي، نظير بيكاري، فقر، مسكن نازل، بي‌خانماني، آلودگي، انسداد ترافيك و فهرست مطولي از ديگر معايب شناخته‌شده كه بر جامعة سياسي به‌شكل هزينه‌هاي بودجه‌اي توسط سرمايه تحميل مي‌شود.

اين روايت ذيل خلق شهر زيبا، سه پروژة عمده را تعقيب مي كند: (1) عدالت سياسي (دمكراسي و قراردادگرايي)، از منظر زيباشناختي، بر تلاقي آزادي و سعادت متكي است، يعني نظام سياسي (حكومت) شهري كه بيشترين سعادت را براي بيشترين شمار از افراد با كمترين هزينه فراهم سازد. ادارة شهر زيبا بر اجماع شهروندان و قرارداد مورد وثوق همة آنان اتكا دارد.

وزن اقشار و طبقات حاضر در شهر، ناظر و تعيين‌كننده نقش آنان در ادارة امور است، و مشروعيتي وراي اجماع و قراردادگرايي مسموع نيست. تمامي شهروندان فارغ از تعلقات عرضي (رنگ، دين، طبقه، . . .) از حق برابر در حكومت‌كردن و حكومت‌شدن برخوردارند.

اولين گام براي رام كردن شهر بلبشو، گسترش فضاي كارآمد سياسي تا مرزهاي تقريبي فضاي اقتصادي مي‌باشد. اين راهبرد مي‌تواند توان سرمايه و دستگاه سياسي آن، دولت، را در استفاده از تحرك ذاتي‌اش به‌مثابه تهديدي به هنگام مذاكره براي كسب امتياز از شهرها را تحليل برده و شهر را به تحميل ماليات متناسب با هزينه‌هاي اجتماعي بر شركت‌ها و نمايندگان سياسي‌اش، توانا سازد.

(2) عدالت اقتصادي: توليد، توزيع و تخصيص منابع (بالاخص كالاها و خدمات عمومي) تنها با اتكا بر بازار آزاد و رقابتي امكان‌پذير است. حق انتفاع برابر براي تمامي شهروندان از كالاهاي جمعي و صلاحيتي محفوظ است.

(3) عدالت قضايي: معيار قضا در شهر زيبا، قرارداد است كه ذيل منشور شهر با اجماع شهروندان تدوين مي‌شود. هدف عدالت قضايي نيز رفاه عمومي است. قوانين را مي‌توان با توجه به اهداف آنها يعني رفاه عمومي، عدم تخطئي واضع آنها به حقوق شهروندي و همچنين شكل آنها كه باري بر دوش شهروندان بي‌ارتباط با توسعة رفاه عمومي تحميل نكرده‌باشد، ارزيابي كرد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 11 اسفند1386ساعت 9:15  توسط جلال کام  | 

26 فوریه صندوق جمعیت سازمان ملل اعلام کرد که نیمی از جمعیت6.7میلیاردی جهان در سال 2008 ساکن شهرها خواهند بود. بر اساس این گزارش رشد آینده شهرنشینی جهان در آسیا و آفریقا متمرکز خواهد بود. هم اکنون 1.6 جمعیت شهری آسیا در شهرها زندگی می کنند که انتظار می رود در 40 سال آینده این میزان 2 برابر گردد. چین که هم اکنون دارای 40 درصد جمعیت شهری است، انتظار می رود تا سال 2050 نسبت جمعیت شهریش به 70 درصد! برسد. در هند که هم اکنون 30 درصد جمعیت در شهرها زندگی میکنند تا آن تاریخ به 55 درص می رسد. در آفریقا نیز تا 40 سال آینده جمعیت شهرنشین از 340 میلیون به 900 میلیون نفر می رسد.

در این گزارش آمده که توکیو با 36میلون نفر ، پرجمعیت ترین ابرشهر جهان است که جمعیت آن تا سال 2025 تغییر چندانی نخواهد کرد.

سال 1950 1955 1960 1965 1970 1975 1980 1985 1990 1995 2000
جمعیت شهری 736 796 854 955 996 298 1 160 982 1 331 783 1 518 520 1 740 551 1 988 195 2 274 554 2 557 386 2 853 909
سال 2005 2010 2015 2020 2025 2030 2035 2040 2045 2050
جمعیت شهری 3 164 635 3 494 607 3 844 664 4 209 669 4 584 233 4 965 081 5 341 341 5 708 869 6 063 186 6 398 291

منبع: صندوق جمعیت سازمان ملل

http://www.un.org/apps/news/story.asp?NewsID=25762&Cr=population&Cr1=

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 9:43  توسط جلال کام  | 

منظره تهران را صبح ششم اسفند از روی بلندیهای ولنجک دیدن، برای ما که اکولوژی شهریمان را در ترم دوم کارشناسی گذراندیم و در طول سالیان تحصیل آموختیم که "چشم انداز جغرافیایی حاصل کنش متقابل نیروهای فرهنگی و طبیعی در بستر زمان است" ونه خلق الساعه و جادو و جنبل، بسا درآورتر از هر انسان دیگری است. چتر سیاهی از دود حاصل چیست؟ از من بپرسی میگویم:"این شهر برای اتومبیل ساخته شده و نه انسان" خواهم گفت " این شهر برای به حداکثر رساندن سود سرمایه­داران(Maximization of profit) راه افتاده و نه محلی برای کار و اسکان و کمال انسان". دولت کریمه از جیب بنده و امثال بنده که در تمام زندگیم اتومبیل نداشته­ام، روزی 2000 تومان به بنزسواران و ماکسیما سواران به اسم یارانه می­پردازد. یکی نیست بپرسه این "یارانه" است یا "ظالمانه"؟ همه این کارها برای آنست تا بالاترین گردش مالی کشور در صنایع اتومبیل سازی ایران خودرو و سایپا همچنان جریان یابد و کمر کودک گرسنه سیستانی زیر چرخ این گردش خرد شود و سهامداران آن پول را به "دبی" و"هرجای دیگر" به عیاشی بگذرانند. خواهم گفت برخلاف اولین شهرها در 3000 سال قبل از میلاد چون آشور، نینوا و بابل که ساکنانشان برای آنکه هزینه و زمان جابجایی را کم کنند، گرد هم آمدند، شهر ما تهران به منظور صرفه­جویی ناشی از مقیاس (Economic of scale) ساخته نشده که اگر چنین بود متوسط سفر در آن به ساعتها نمی رسید. خواهم گفت:"تهران به گونه­ای شکل گرفته تا ثروت را در نهایت ظلم و بی­عدالتی بین گروههای مختلف تقسیم کند". این شکل شهر که مساحت بزرگراههایش 3 برابر لندن (که جمعیتی تقریبا برابر دارد) در سالجاری 76درصد بودجه عمرانیش را تنها به ساخت و تعریض و نگهداری بزرگراهها و تونلها اختصاص داده است. برای اینست که در تهران 73کیلومتر خط ویژه اتوبوس وجو دارد اما در لندن 253 کیلومتر. چون اتوبوس­سواران "فقیرند". خلاصه کلام آنکه " این شهر به این روز افتاده چون مردمش هنوز نمی­دانند مهندس عمران همیشه باید کلاه ایمنی به همراه داشته باشد تا مشخص باشد وی هیچکاه در مقام تصمیم­گیری و سیاستگذاری یک شهر نباید قرار گیرد".

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 8:34  توسط جلال کام  | 

این هفته مقاله ای با عنوان "شهرگرایی جدید" پارادایمی نو در برنامه ریزی شهری نوشتم که دادم صفه تا بعد از داوری چاپ بشه.. چکیدش رو میارم تا دری باز بشه:

اگرچه شهرگرایی جدید در آمریکا و در برابر مشکلات ناشی از حومه نشینی گسترده و رشد پراکنده شهرهای آنجا مطرح شده است و شاید در برخی زمینه ها چندان در مورد شهرهای با ساخت متراکمتر بمانند شهرهای ایران همخوانی نداشته باشد، اما بعنوان آشنایی با الگویی موفق که اصول طراحی و برنامه ریزی مفیدی را برای توسعه یک شهر قرن بیست و یکم مطرح می کند و همچنین آشنایی با دغدغه های موجود توسعه شهری و چگونگی برخورد با مشکلات جاری شهرها خالی از فایده نخواهد بود.

لئون کریر نوشته: اگه رییس موسسه سلطنتی معماران بریتانیا بود، یادبوهایی که موسسه به معماران مدرنیست که اونا رو عامل تخریب فرهنگ و شهرهای اروپا می دونه، اعطا کرده رو گل میگرفته..

من نمیتونم بگم با معمارایی که شهر ایرانی رو به چنین وضع و روزگاری انداختن چیکار می کردم اما خواننده منصف باید بدونه هرچه بر سر شهر ایرانی اومده در یک دیالکتیک سه بعدی ایدوئولوژی، تکنوکراسی و سرمایه داری بهره وری خلاصه میشه..  بنابراین یه بعدش به ناچار مسببش فن گراهای معمار و عمران هستن.که بعدا مفصل بهش می پردازم.

شهرگرایی جدید رو معادل"نیو اوربانیسم" ترجمه کردم. مکتبی که فرم شهر موجود آمریکا رو زیر سوال میبره و بدنبال یه فرم جدید و متناسب با وضعیت یه سکونتگاه ایده ال قرن ۲۱ است.  

پارادایم شهرگرایی جدید، در برابر معضلاتی که بویژه شهرهای آمریکا در طول یک قرن گذشته با توسعه پراکنده خود بوجود آورده­اند، ظاهر گردیده است. توسعه پراکنده با تراکمهای بسیار پایین(20 تا 50 نفر در هکتار) حداکثر تاثیرات منفی بر محیط زیست را بدنبال داشته و بعلاوه شیوه زندگی آمریکایی را بدلیل فاصله زیاد بین محل کار، سکونت و سایر نیازها(تفریح، خریدو..) در نوع خود کم نظیر و در عوض نامناسب برای توسعه در قرن 21 ساخته است. در ایران ساختار فشرده توسعه شهری (بدلیل وجود محدوده شهر)، خوشبختانه یکی از مناسبترین انواع توسعه کالبدی را بوجود آورده که در صورت همراهی سایر عوامل می تواند فرصتی درخشان به منظور توسعه در قرن 21 برای شهرهای ما فراهم کند. اما متاسفانه غفلت و بی­توجهی به این شرایط ویژه­ و عدم همراهی سایر عناصر برنامه­ریزی نظیر حمل و نقل عمومی، طراحی سنتی محلات، عدم توجه به تعریف محله، مسیرهای ویژه حمل و نقل پیاده و دوچرخه سبب شده تا این ساختار کالبدی مناسب، حتی در مواردی مورد انتقاد قرار گیرد و کاسه مصائب شهر که در سایر عناصر برنامه­ریزی است همه بر سر کالبد فیزیکی شهر شکسته شود. اختصاص 76 درصد از کل بودجه عمرانی شهرداری تهران تنها به ساخت بزرگراه، پل ، تونل و نگهداری از آن گوشه­ای از اینگونه نا آگاهی است. در حالیکه لندن با جمعیتی در حدود تهران تنها یک سوم شهر تهران بزرگراه دارد.

 یکی از آخرین این موارد، طرحهای بهسازی بافتهای فرسوده­اند که معیارهای انتخاب این بافتها، همان شاخصهایی است که امروزه بعنوان شهرگرایی جدید شناخته می­شود و بحث آن رفت. ریزدانگی و نفوذناپذیری که در شناسایی این بافتها مورد استفاده­اند جزء معیارهای پایداری محلات و از شاخصهای مورد تاکید شهرگرایی جدید بشمار می­آیند نه عامل منفی و ضد توسعه پایدار.!


 


 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 14:17  توسط جلال کام  |